منِ دانشجو وقتی با بودن سرِ کلاسِ استادِ بی‌سوادِ رِله‌یِ به‌دردنخور، به وجد می‌آیم از راحتی و ولنگاری؛ هنر تغییر دادن جهان که هیچ، عُرضِه‌یِ نگه داشتن بند تنبانم را هم ندارم!

مدت‌هاست که دانشجو موذِّن جامعه نیست، لالایی‌خوان است!