آن‌چه می‌فهمم، می‌نویسم

جمعه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۱۱ ب.ظ محمدحسین خانی
اموری که نیاز نیست

اموری که نیاز نیست

عادت کردیم تقصیر همه مشکلات را بیندازیم گردن حکومت؛ کم‌تر به نقش خودمان برای بهبود وضعیت کشور فکر می کنیم. رهبری عزیز امروز در خطبه‌های نماز عید فطر، همه ما را به یک چالش فراخوانده‌اند:

«امّا مردم هم وظایفی دارند، بایستی این وظایف را انجام بدهند؛ توده‌ی مردم بایستی مسئله‌ی اسراف را مورد توجّه قرار بدهند. ما چند سال قبل از این مسئله‌ی اسراف را مطرح کردیم؛ زیاده‌روی، ولخرجی در اموری که نیاز نیست، این را به نفع کشور، به نفع طبقات مستضعف و فقیر و مظلوم، کنار بگذارند

بیاید با هم فهرستی از «اموری که نیاز نیست» (اما انجام می‌دهیم) تهیه کنیم. فکر کنیم و فهرستی از اسراف‌هایی که انجام می‌دهیم را به اشتراک گذاریم.

پیشنهاد اول: متن کامل خطبه‌های مختصر و خواندنی نماز عید فطر را حتما بخوانید: http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=39933
پیشنهاد دوم: در نوشتن این فهرست، دقیق و سخت‌گیر باشید. باور کنیم که وسط میدان جنگ هستیم و فرصتی برای غفلت نیست. این فهرست را، هرچه شد، با هم به اشتراک بگذاریم و مقید باشیم خودمان را اصلاح کنیم. مواردی که به ذهنتان می‌رسد را در نظرات بنویسید.
۲۵ خرداد ۹۷ ، ۲۱:۱۱ ۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محمدحسین خانی
سه شنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ۰۶:۲۲ ب.ظ محمدحسین خانی
ابتذال علمی

ابتذال علمی

ابتذال علمی، یعنی:

  • در جلسه پیش‌دفاعِ دکتری،هفت استادِ علوم‌سیاسیِ معروف گیر بدهند به Bold و Italic؛

  • استاد راهنما، صفحه‌از از حاصل زحمت چند ماهه را نخواند؛

  • معدل چندساله‌ی بالای 17، با یک آزمون با کف نمره‌ی قبولی 12 قابل جایگزینی باشد؛

  • هر حرفی، خوب یا بد، باید در در شکل مقاله باشد و مقاله هم مزین به اسم یک دکتر؛

  • چون نمی‌توانند روی بنر بنویسند آقای دکتر فلانی، جلسه‌ی سخنرانی علمی را لغو کنند؛

  • مقاله‌ی فلان سیاست‌مدارِ مشهور در فلان دانشگاه مشهور را یکی بنویسد و یکی رفرنس‌مالی کند تا آقا استاد تمام شود؛
  • تبدیل دکتری از علم و دانش به پول و پرستیژ؛

ادامه مطلب...
۲۲ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۲۲ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محمدحسین خانی
پنجشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۱۵ ب.ظ محمدحسین خانی
بازنشر: شب قدر

بازنشر: شب قدر

از وبلاگ «بنده»، حسین بوذرجمهری: 

آن روزها که خیلی بچه‌تر بودم پدر ما را به مراسم شب قدر مسجد محله می‌برد، چیزی نمی‌فهمیدم می‌خوابیدم تا موقع بازگشت به خانه. در دوران دبیرستان من برای رفتن به مراسم شب‌های قدر جلودار بودم. حتّی با دوچرخه، نصف شب یک سر شهر یزد را به سر دیگرش می‌دوختم که بروم امامزاده. برایم پدیده‌ی دوست‌داشتنی و جدیدی بود. در سال‌های دانشگاه با همسر بیشتر دانشگاه تهران می‌رفتیم. امّا دیگر حال و هوای شب‌های قدر را ندارم. برایم تکراری شده است. مهمتر اینکه احساس می‌کنم این کارهای تکراری که در مراسم‌های شب قدر انجام می‌دهیم حق شب قدر را ادا نمی‌کنند. و بدتر اینکه نمی‌دانم چه کاری می‌توان و باید در این شب قدر کرد تا حق‌ش ادا شود.

ادامه مطلب...
۱۷ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۱۵ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محمدحسین خانی
چهارشنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۴۷ ب.ظ محمدحسین خانی
اسنپ بی‌کلیه

اسنپ بی‌کلیه

اسنپ شما را با ناب‌آدم‌هایی هم‌قِصِّه و هم‌غٌصِّه می‌کند که عُمرا در زندگی خسته و لِهِ دیوانه‌خانه‌ی تهران جای دیگری پیدایشان کنید. اگر اسنپ‌سوار باشید و عمر در ترافیک هدر دِه، هَم‌دمی و هَم‌کلامی با رفقای اِسنپی دود و دمِ دیوانه‌خانه را چونان غبار قهوه‌خانه برایتان مطبوع می‌کند. اسنپ دانشگاهی است که راننده‌ها استادند و مسافران دانش‌جو، کم‌پیش آمده که من استاد باشم و راننده دانش‌جو!

صبر، پُرتکرارترین درسِ دانشگاهِ سیار است؛


الغٌصِّة، مردی است سی‌ودو‌ سه ساله که تا 7 ماه پیش گچ‌کارِ ساختمان بوده با هفته‌ای یکی دو میلیون تومان درآمد خالص! رکود ساخت‌وساز از کار بی‌کارش می‌کند، رو می‌آورد به اسنپ. در این 7 ماه پس‌اندازهایش هم تمام می‌شود. ناامید از بانک و قرض‌الحسنه، پول نزول می‌کند، نمی‌تواند اصل پول را برگرداند چه برسد به نزول، باز نزول می‌کند و نزول در نزول در نزول …

ادامه مطلب...
۱۶ خرداد ۹۷ ، ۱۲:۴۷ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محمدحسین خانی

سال نو، دوستان نو

هرچند 6 ماه گذشته اینجا بی‌نوشته ماند*؛ اما نوشتم برای آن‌که باید می‌خواند و کیف می‌کرد؛ که از اتفاق خواند و کِیف کرد. جاهای دیگری** هم نوشتم که به اسم خودم نبود، ولی مقبول افتاد.

از تبریک سال نو و آرزوهای خوب که بگذریم، کرمی در تنبانم لول می‌خورد که هرچند شلوغ، هرچند گرفتار، اما مثل همه‌ی شلوغ‌های گرفتاری که وقت می‌گذارند و می‌نویسند، بگذارم و بنویسم. برای من «نوشتن راه نظم اندیشه‌ها» بوده و هست، هر وقت منظم و مرتب در مورد در و دیوار و زمان و زمین نوشته‌ام، ذهنم نظم و نسق گرفته و گرنه تبدیل شده به دار‌المجانین!

اتفاقا حالا که دارند تلگرام را هوا می‌کنند و همه می‌فهمند که وبلاگ تنها رسانه‌ی نوستالژیک پایدار ماست، باید نوشت. 

هرچند 6 ماه گذشته اینجا بی‌نوشته ماند، ولی مثل همیشه وبلاگ‌های مورد علاقه‌ام را خاموش و بی‌صدا خواندم و لذت بردم، تا امروز که «فراخوان سینما‌روی دورهمی بلاگرانه» را از هولدن دیدم. خلاصه این که بناست برویم «به وقت شام» ببینیم و بعد هم گل بگیم و بُلبُل بشنویم. وقت و فرصتی داشتید، ببینیمتان!

*پ.ن.1: نوشته‌ی قبلی از جمله مختصرنویسی‌هایی بود که در کانالی تلگرامی منتشر می‌شوند، خودم هم نفهمیدم چرا اینجا هم گذاشتم!

** پ.ن.1: مثلا: کانال تلگرامی گاه‌نوشت

۱۴ فروردين ۹۷ ، ۱۹:۱۴ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
محمدحسین خانی

معرفی کتاب به بهانه حمایت دولت‌ها از کالای داخلی

دکتر امیر سیاح در یادداشتی به بررسی نقش دولت‌ها در حمایت از رشد و گسترش کالای داخلی پرداخته است:
یادداشت مختصر و جالبی است که توصیه می‌کنم بخوانید. در بخشی آورده‌اند: 

«در کشور ما عموما تصور می­‌شود شرکت‌های بزرگ و موفق در تولید و فناوری، بدون دخالت دولت و کاملا براساس سازوکار بازار رشد یافته و به موفقیت رسیده­‌اند. این سوءتفاهم که متاسفانه در مراکز دانشگاهی و حتی سیاستگذار کشور ما رواج دارد، به قانون­گذار و سیاست­گذار ایرانی به‌طور غیرمستقیم می­‌گوید در کشورهای موفق، دولت به‌جای حمایت از تولید، خود را از اقتصاد کنار می‌کشد تا بخش خصوصی خودش راه را پیدا کند و موفق شود پس حمایت دولت از تولید، فایده‌ای ندارد و هدردادن منابع است. بررسی حمایت‌های کشورهای با اقتصادهای قوی نشان می‌دهد انواع حمایت‌های مستقیم و غیرمستقیم دولت در تولد و رشد بنگاه‌های بزرگ، نقش اساسی داشته است. چه در دوران غیر صنعتی و چه حتی در عصر حاضر.

سوءتفاهم یادشده بیشتر ناشی از ارائه‌ی اطلاعات ناقص یا نادرست از روند صنعتی شدن کشورهای غربی و نیز خاور دور و نقش دولت‌ها در این روند است. مطالعات جدید و منتشر شده نشان می‌دهد حتی دولت ایالات متحده، که به ظاهر مشی اقتصادی لیبرال­‌تری نسبت به اقتصادهای اروپایی دارد، از دهه‌ی ۱۸۳۰ تا جنگ جهانی دوم، با افزایش تعرفه‌ی کالاهای وارداتی مشخصا به قصد حمایت از صنایع داخلی، یکی از حمایت‌گرترین کشورها در جهان بوده است(Stensrud,۲۰۱۶: ۲).

الکساندر همیلتون، اولین وزیر خزانه‌داری آمریکا و معمار توسعه‌ی صنعتی این کشور در اواخر قرن هجدهم، معتقد بود که کشور عقب‌افتاده‌ای مثل ایالات متحده [در اواخر قره هجدهم]، صنایع نوزاد را تا زمانی‌که بتوانند روی پای خود بایستند باید از رقابت خارجی در امان نگه دارد.(chang,۱۹۹۸:۸۱)»

و در ادامه به معرفی دو کتاب پرداخته‌اند:

ادامه مطلب...
۰۸ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۰۴ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محمدحسین خانی