مستند جدید BBC که به وضعیت نبرد سوریه با محوریت حضور نیروهای ایران و افغان‌های مورد حمایت ایران در صحنه نبرد می‌پردازد، در 4 نکته خلاصه می‌شود:

  1. در هر زمینه‌ای از کارکردهای حکومت که مردم بخواهند بدانند،‌ حکومت باید خود را موظف به توضیح و اقناع افکار عمومی بداند. اگر این توضیح با زبانی همه‌فهم، بیانی شیوا و مبتنی بر حقیقت توسط نظام ارائه نشد، BBC با هنرمندی پاسخ سؤالات مردم را آن‌طور که می‌خواهد می‌دهد. پاسخی که ارتباط ملت و نظام را سست می‌کند، موجب تشکیک در آرمان‌ها و واضحات انقلاب می‌شود و ... .
  2. مستندی که بعد از BBC و هم‌قطارانش برای علاج واقعه به دست مردم برسد، نوش داروی بعد از مرگ سهراب است. دشمن حرفش را زد، میخش را کوبید و ابزارهایش را هم جمع کرد و رفت سراغ سنگر بعدی. دیر است که به‌جای ساختن مستندی برای بیان حقایق، شروع به پخش کلیپ و سخنرانی و نوشته و مستند کنیم برای رد ادعاهای BBC. اگر حواسمان را جمع می‌کردیم و نه همان 5 سال پیش، بلکه 3 سال پیش؛ نه، دو سال پیش؛ نه، همین پارسال که مسائل در سطح کلان و خبری  برای همه علنی شد، کاری می‌کردیم و حرفی مزدیم و مستندی همه‌فهم می‌ساختیم، حداقلش این بود که میدان بر چرندیات این‌ها تنگ می‌شد. ذهن مردم ته‌مایه‌ای داشت و به این راحتی تسخیر نمی‌شد.
  3. یا؛ بعدازاین همه‌سال دیر است که به فکر ساماندهی، گرامی داشتن و استفاده‌ای فراتر از ظرفیت بدن افغان‌های عزیز کشور بیفتیم. البته که از باب جلوی ضرر را گرفتن، هر وقت بکنیم، خوب کردیم!
  4. آن کسانی که می‌گویند مستندهای BBC و یارانش هیچ اثری بر مردم همیشه در صحنه مملکت ندارد، دو حال دارند: یا «نفهمند» یا «نمی‌خواهند بفهمند».
  5. در نیت خالصانه شهدای ما شکی نیست. «شهدا شمع محفل بشریت‌اند». شهدا ریسمان‌‌های الهی‌اند. اما فرض کنیم که نظام برای دفاع از امنیت ملی به مبارزان ایرانی یا غیر ایرانی مبالغی را کم یا زیاد می‌پردازد و اگر روزی‌َشان هم مجروح شدن یا شهادت بود، مبلغی را کم یا زیاد به‌صورت ماهانه برای خانواده‌ی عزیز آن بزرگواران و جان برکفان تخصیص می‌دهد. اشکالی دارد؟ انتظار داریم مُفت مُفت از امنیت ملی‌مان دفاع کنیم؟ یا انتظار داریم روزی آن خانواده‌های جوانی که مرد زندگی‌شان کربلایی می‌شوند،‌ توسط ملائک بهشتی تأمین شود؟