قابل پیش‌بینی بود که شعار امسال هم به روال چند سال گذشته، در فضای اقتصاد باشد. با همین حدس مطالعه‌ی کتاب اقتصاد مقاومتی دکتر پیغامی را شروع کردم که الآن به نیمه رسیده است. جزئیات این کتاب را در سایت سدید، مرکز تحقیقات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)، ببینید. ایشان در فصل دو دلیل اولویت اقتصاد در سال‌های اخیر را «اثرات عمیق و بنیادی‌تر اقتصاد» و «تحولات دهه‌های اخیر دنیا» می‌دانند. اولی نمی‌تواند دلیل اولویت پیدا کردن اقتصاد باشد، بنیادی بودن اقتصاد چیز جدیدی نیست و در اندیشه‌ی متفکران پساوسطایی غرب هم مشهود است. تحولات اخیر دنیا را هم در اتفاقات پس از جنگ دوم جهانی، تشکیل سازمان ملل، نهادهای وابسته و نظم نوین و واحد جهانی می‌دانند. سپس در فصل سوم به بررسی منظومه‌ی نام‌گذاری سال‌ها در اندیشه مقام معظم رهبری می‌پردازند و سعی می‌کنند نظم منطقی نام‌گذاری سال‌ها از 86 به بعد را بیان کنند. توصیه می‌کنم خودتان نگاهی به این کتاب داشته باشید. در حد مرور برخی مفاهیم است.

این‌همه نوشتم که بگویم شاید بد نباشد شعار سال بعد از 13هه به در اعلام بشود. شعار سال در دیدارها و سفرهای نوروزی آن‌قدر مورد تحلیل کوچه و بازاری واقع می‌شود، انگاری پس از 13هه، شعار سال محقق شده و حالا که کم‌کم مملکت از خواب بیست‌روزه‌ی نوروزی بیرون می‌آید، باید برویم دنبال کار خودمان. اگر این ممکن نیست، پیام رهبری را بین مطرب‌ بازی‌های سال‌تحویلی صداوسیما و آن آقایی که هنوز عرق سفر نیویورکش خشک نشده، پخش نکنند. بگذارند بزن‌وبکوب که تمام شد،‌ بگویند حالا پیامی هم هست از رهبری؛ بشنوید. هیچ‌کدام آن‌ها اگر نمی‌شود، شعار سال را با زرق‌وبرق گوشه‌ی تلویزیون ننویسند، کَأنَّ صبح تا شب که پنجره جادو نگاه می‌کنی، اقتصاد مقاومتی را می‌کنند ته حلقت. هیچ‌کدام این‌ها هم که نمی‌شود، پیام آقای روحانی را بعدش پخش نکنند که بشود قوزبالاقوز. یا اقلاً اهل خطابه روی منبر‌های آخر هفته چیزی جز بیان چندباره‌ی پیام نوروزی رهبری و سخنرانی مشهد بگویند. مثلاً از اقتصاد مقاومتی در شهر و دیار خودشان خطابه بخوانند. خداوکیلی اگر هیچ‌کدام این‌ها نشد، می‌شود بی‌خیال کتاب و همایش و نشست و دستورالعمل خاموش کردن یک چراغ در هر اتاق ادارات در راستای اقتصاد مقاومتی شد.