دانش‌جوی حرف‌دار

آن‌چه می‌فهمم، می‌نویسم

دانش‌جوی حرف‌دار

آن‌چه می‌فهمم، می‌نویسم

مشغول مطالعه‌ی نوشته‌هایی که آقای هاشمی هر روز می‌نوشته و می‌نویسد. فعلا روزهای بهمن 60

بعد از 11ماه همراهی با ایشان، یکنواختی حاصل شده!! اما همیشه یک نکته‌ی ناب لابلای نوشته‌هایی که احتمالا خود نویسنده هم انتظارش را نداشت که روزی اینقدر سروصدا کند، به چشم می‌خورد. همین نکته شاید پست‌های آینده باشند...

نکته جالب، تعداد کتاب‌هایی است که برای هرسال از طرف دفتر نشر معارف که همه‌ی زحمتش هم بر دوش پسر ایشان،محسن، است چاپ می‌شود:

  1. مصاحبه‌ها، سال 60
  2. نطق‌های پیش از دستور، سال60
  3. خطبه‌‎های جمعه، سال 60
  4. درس مواضع حزب، سال 60
  5. پیام‌ها، سال 60
  6. خاطرات، سال 60

 

ادامه دارد

خبری در راه است
البته خبر خاصی نیست

به دنیای معروف فرار و گریز بپیوندید.

به Jake کمک کنید تا از دست کارآگاه بد‌اخلاق فرار کند!
هر چه سریع‌تر فرار کنید!
در مقابل قطار‌هایی که به سوی شما می‌آیند جاخالی دهید!

این توضیحی است که در بازار برای subway surf نوشته‌شده است.

اما این دویدن و جاخالی دادن، بی‌هدف نیست. هرازگاهی باید نگاهی به سه مأموریتی که در هر مرحله دارید بیندازید تا بدانید چند درصد کار انجام شده و چه کارهای دیگری انجام شده‌است.

این بررسی نیاز به لحظاتی درنگ و توقف بازی دارد.

آیا من(~ما) در زندگی هم هرازگاهی برای مرور گذشته، فکر به آینده و مرور اهداف، ترمز می‌کنیم؟

ولایت فقیه یا نامه‌ای از امام موسوی کاشف‌الغطاء یا حکومت اسلامی،مجموعه‌ای از ۱۳ درس‌گفتار امام خمینی(ره) در حوزه علمیه نجف در مبحث ولایت فقیه  است که در بهمن ۱۳۴۸ ایراد شده‌اند. این کتاب در سال ۱۳۴۹ برای نخستین بار در بیروت چاپ و به ایران فرستاده شد و در سال ۱۳۵۶ با ضمیمه سخنرانی دیگری به نام «جهاد اکبر» به طور رسمی در ایران چاپ و پس از آن نیز بارها تجدید چاپ شد.

بعد از غیبت امام عصر (عج) اصل ولایت فقیه اجمالا مورد اتفاق همه فقهای شیعه بوده‌است که در قرون اخیر بعضی از فقها به ولایت مطلقه فقیه قائل شدند که امام خمینی (ره) از جمله آنهاست. ایشان معتقد بودند اقامه‌ی حکومت الهی بعد از پیامبر و امام معصوم بر عهده‌ی فقهاست .
امام با استناد به متون روایی و ادله ی مستحکم عقلانی، ثابت کرد که ولایت مطلقه فقیه همان ولایت ائمه است .

 ایشان موضوع حکومت اسلامی را در سال های قبل از ۱۳۴۱ در جوانی خویش مطرح کرده بودند و همچنین در سال ۱۳۴۳ در سخرانی خود علیه کاپیتالاسیون نیز اشاره ضمنی به این موضوع داشتند.

 امام خمینی (ره) بعد از تبعید به عراق از فرصت پیش آمده استفاده کرده و مباحث مربوط به موضوع ولایت فقیه را در سال چهارم تبعید شروع کردند. بحث ولایت فقیه در  تاریخ ۱ بهمن ۱۳۴۸ تا ۲۰ بهمن ۱۳۴۸ در طی سیزده جلسه در کلاس درس ایشان پیگیری شد.

ادامه نوشته و دانلود کتاب در ادامه مطلب

مدتی هست که ننوشته‌ام، البته در همین مدت که قدری شلوغ و پلوغ بود و کارهای مانده‌ هم بیشتر و بیشتر می‌شدند، نوشتن‌های شبانه‌ در دفتر روزنوشت و پیامک‌های گاه‌وبی‌گاه به 31شب سرجایش بود. منتهی فرصتی برای 2دانش‌جو نمی‌ماند.

حالا بعد از سپری شدن هفته‌یِ دومِ سومین ترمِ تحصیل در دانشگاه، وقتی است برای نوشتن.

سال نو، نو شدن‌هایی را هم در پی دارد. اهداف نو، دوستان نو، درس‌های نو، ....  و هم‌اتاقی‌های نو !!

هم‌اتاقی‌هایِ وبلاگ‌نویسِ من. این اتاقِ امسالِ ما، مهدِ وبلاگ‌نویسیِ 91ای‌هایِ سیاسیِ امام‌صادقی است.

 اتاق 222 هم خودش برای خودش صفایی دارد. بالکن و درخت گردو(الآن از قرارگاه اطلاع دادند که این درخت، درخت خرمالو هست!!)ی روبه‌رویش منظره‌ی خوبی را رقم زده.

ژورنال احتمالا در آینده تبدیل شود به مرکز مطالعات ترکیه و حومه. البته فعلا در مرحله‌ی مطالعات است. اما چون خود این حسین آقای ما هم ترک است و زبان ترک‌ها را هم می‌فهمد، ترکیه را مثل هلو خواهدبلعید. نوش‌جانش!!

قرارگاه مثل وبلاگ بی‌دروپیکر خودم از هر دری و دربه‌درشده‌ای می‌نویسد. هم می‌توانید "علمدار" پیدا کنید و هم می‌توانید "عرق کاسنی" سفارش دهید. علی در اتاق هم برای خودش علمداری است.

احسان ملانوری از نوع شمسی‌اش هم می‌نویسد. آرشیو وبلاگ احسان برای خودش یک ویکی‌پدیایی است. گاهی تندتند می‌نویسد و گاهی یک ندایی از عالم غیب می‌رسد که ننویسد. به هر حال جزء معدود کسانی است که به احتمال زیاد و تا حدود زیادی تکلیفش با خودش روشن است. البته ما(یعنی بچه‌های سیاسی) احسان را مرتد می‌دانیم و از او و همه‌ی ارتباطاتی ها تبری می‌جوییم.!

فقط می‌ماند حاج حامد ما که دست به قلم است و خوب هم می‌نویسد. منتهی وبلاگ و فضای مجازی و مایتعلق به را (به جز فیس‌بوق!) طلاق داده‌است. اگر بشود حامد را هم چسباند به عالم وبلاگ‌ها، خیلی خوب می‌شود.

محمدحسین  هم هرچند هم‌اتاقی نیست، ولی به خاطر پروژه‌ای که با هم داریم، چیزی از هم‌اتاقی برای ما کم ندارد.اسراب ( که ما نفهمیدیم دسته‌ی چه جور جانورانی را گویند!) می‌نویسد! از "نامه‌ی یک دیپلمات به نامزدش" تا "23 قصه‌ی تولستوی".

ادامه دارد...

غزل شمستصویر بزرگ‌تر

تایپش کردم، منتهی حس و حال تنظیمش نبود

نعیما طاهری؛ دخترِ دخترِ دخترِ امام خمینی است. دخترِ دخترِ دخترِ امام، یعنی نسل سوم انقلاب. انقلابی که پدربزرگ مادرش با اعتقاد به اسلامِ شیعه‌ی انقلابی تئوریزه و با پشتوانه مردم به پیروزی رسانده و ده سال پس از پیروزی هم، رهبری کرده. نعیما؛ نسل سومی است، یعنی الان بین 20 تا 30 سال دارد، امام و جنگ را یا ندیده یا بنا به مشاهده نفهمیده. نعیما اسمِ خمینی ندارد، شاید هم نخواهد داشته باشد. شاید نخواهد انقلابی باشد و شاید نخواهد حتی مذهبی باشد. نخواهد حجاب داشته باشد و نخواهد در ایران زندگی کند. همچنان‌که الان در کانادا درس می‌خواند - خوب هم درس می‌خواند و جایزه می‌گیرد - و همچنانکه با حجاب نصفه نیمه در مراسم حاضر می‌شود.
شاید دلش بخواهد با هویت خودش زندگی کند نه هویت پدربزرگ مادرش.دلش بخواهد صفحه فیسبوک، اینستاگرام و پینترست داشته باشد. عکس‌های خودمانی بگذارد و... اما مانعی وجود دارد. مانعِ نعیما، مادرِ نعیماست؛ نعیمه اشراقی. اتفاقا مادر نعیما هم مثل اوست. صفحه فیسبوک دارد، اصلاحطلب است و در سیاست آزادانه فکر و اظهار نظر می‌کند، عقاید خاصی راجع به حجاب دارد، عکس های آرایش کرده‌اش عده‌ای را ناراحت می‌کند و...

نعیما اشراقی

با افزایش کاربران و مشارکت آنها در تولید، ارائه و پردازش اطلاعات معمولاً پرسش‌هایی برای یک کاربر به وجود می‌آید که ممکن است کاربران زیادی با همان پرسش روبرو شده باشند، اگر میزبانی باشد که این پرسش‌ها را در قالب مناسبی دسته‌بندی کرده باشد و پاسخ‌های مناسب را نیز مشخص کرده باشد، مسلماً بهتر از جستجو در وب می‌تواند مفید باشد.

لوگوی سایت عجوبه
وب سایت عجوبه نیز با این رویکرد میزبان پرسش و پاسخ فارسی زبانان در حوزه فناوری اطلاعات است که در آن کاربران می‌توانند همزمان نقش پرسشگر و پاسخ دهنده را داشته باشند و در تولید محتوا در قالب پرسش و پاسخ مشارکت داشته باشند، کیفیت محتوای پرسش و پاسخ نیز توسط خود کاربران سنجیده می‌شود و بهبود می‌یابد. عجوبه در تلاش است با ایجاد بستری بهینه شده برای پرسش و پاسخ به فارسی‌زبانان کمک کند تا پرسش‌هایی که مدت‌ها به دنبال پاسخ آنها بوده‌اند را مطرح کنند و پاسخ آنها را به کمک کاربران بیابند.

معمولا سؤالی در عجوبه بی‌پاسخ نمی‌ماند.حداقل من همیشه پاسخ سؤالاتم را در عجوبه یافته‌ام.یادتان باشد، قبل از پرسیدن سؤال جدید،مطمئن شوید که سؤال شما قبلا پرسیده نشده‌است.
از جمله‌ی سایت‌های مشابه عجوبه در دنیای وب فارسی می‌توان به داناترین و پرسشی اشاره کرد.

-پروفایل‌های من در عجوبه، داناترین، پرسشی

- تصویر صفحه‌ی اول عجوبه در زمان نوشتن این مطلب

قسمتی از متن برگرفته از سایت تارمستر

طبقه‌ی زیرین خانه‌ی ما که حالا از کتاب‌های مختلف پرشده، برای خودش برکتی دارد.تصویر کتاب کمی دیرتر

معمولا اوقات بیکاری را در همان‌جا و لمیده روی یکی از مبل‌های بازمانده از دوران حج پیشین والدین، و در حال مطالعه به‌سر می‌برم.

امسال، هم‌اتاقی‌های عزیزم، علی و حسین، کتابی به من هدیه دادند که تا چند روز پیش فرصت خواندنش دست نداده‌بود.

ماجرا از آن قرار است که نویسنده در مجلسی از مجالس اهل‌بیت حضور دارد و همه ندای "آقا بیا!" سرداده‌اند. اما آن وسط کسی سازمخالف می‌زند:"آقا نیا!"

اوضاع مجلس به هم می‌ریزد و هرکس حرفی می‌زند. نویسنده موقع رفتن کاغذی را که رویش شماره تلفن و آدرسش را نوشته بوده، داخل جیب آن جوان می‌گذارد تا شاید به سراغش برود و سر از سر ماجرا دربیاورد. از اتفاق آن جوان هم سراغش می‌رود و لحظات بسیار خوبی را باهم تجربه‌ می‌کنند.