آن‌چه می‌فهمم، می‌نویسم

معرفی سایت: tv.isu.ac.ir

در زمینه‌ی اینترنت و فناوری اطلاعات، امسال، هم اتفاقات خوبی در دانشگاه رخ داده و هم اتفاقات بد.

از جمله‌ی تغییراتی که بحمدلله در مراحل آخر هست و به زودی  رونمایی خواهدشد، نسخه جدید سایت دانشگاه هست. هرچند به این نسخه هم می‌شه اشکالاتی وارد کرد، اما همین که سایت فعلی که جز شرمندگی، چیزی برای دانشگاه نداره، کنار گذاشته می‌شه، باز خودش جای شکر داره.

اتفاق خیلی‌خوب بعدی، اینترنت‌دار شدن تمام اقامت‌گاه(خواب‌گاه)ها بود که به گفته مدیرکل کتابخانه و مرکز اطلاع‌رسانی دانشگاه، با نصب 40 access point جدید، همه‌ی مناطق 22گانه اقامت‌گاه‌ها به صورت کامل اینترنت‌دار(!) شدند. در حالی که تا همین چند هفته پیش، فقط بعضی از بلوک‌ها به صورت کج‌دار و مریض به اینترنت دسترسی داشتند.

اما اتفاق بسیاربد و مضحکی هم که افتاد، اعمال محدودیت حجمی، علاوه بر محدودیت سرعت بود. هرچند مسئولین برای این کار، دلایل خودشون را دارند و تا حدی هم منطقی هست، اما میزان در نظرگرفته‌شده، واقعا کم به نظر میاد. بهتر بود که به دانشجویان کارشناسی حداقل 1GB در هفته اختصاص می‌دادند. بگذریم...

سایت دیداری شنیداری اتفاق خوب دیگری هم که امروز رایانامه‌اش به رایانامه‌ی دانشگاهی ما ارسال شده، آغار به کار پایگاه اینترنتی بخش دیداری و شنیداری دانشگاه به آدرس tv.isu.ac.ir است. کار خوبی که منابع خوبی را منتشر کرده. هرچند خیلی جای کار داره. استفاده از این پایگاه موقعی لذت‌بخش می‌شد که محدودیت سرعت را برای بارگیری از شبکه داخلی دانشگاه برمی‌داشتند. اگر دانشجوی دانشگاه امام‌صادق(ع) هستید، حتما سری به این پایگاه اینترنتی بزنید. 

۲۴ بهمن ۹۲ ، ۱۱:۳۶ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمدحسین خانی

فجری که گذشت

بعضی روزها اینقدر آدم سرش شلوغ‌پلوغ میشه و برنامه‌هاش هم قاطی‌پاتی، که فرصت نمی‌کنه چند خط برای عید غدیر و قربانش بنویسه. علی ای حال...

دهه فجر امسال هم گذشت و انشاالله 3سال دیگر، انقلاب وارد ایام پختگی‌اش خواهدشد. انقلابی که در آینده‌ای نزدیک، بارش بر روی دوش من و هم‌نسلان من قرار می‌گیرد. نسلی که بسیاری آن را پرتلاش‌تر و متعهدتر از قبلی‌ها می‌دانندش و البته کم نیستند کسانی که به زیر و بم نسل ما، خرده‌های بجا و نابجا می‌گیرند. نسلی که همین امروز با تمام توان، برخی سنگرهای این انقلاب عزیز را به خوبی پرکرده‌است.

فجر امسال برای من شور و حال همیشگی را نداشت. نه اطرافیانم این شور و حال را داشتند، و بنابر یک استدلال برآمده از دل، جامعه. از همان افتتاحیه‌های پروسروصداهای دهه‌فجریِ احمدی‌نژادی هم که خبری نبود. رئیس‌جمهور هم که در روز 22بهمن، به جای تبیین پیام‌های چنین روزی، احیانا هنوز از سر ماندن در شوق پیروزی، پیام‌های روز 24خرداد را برای مردمی تبیین می‌کرد، که خود خواه‌ناخواه سازنده‌ی آن پیام‌ها بودند و این حرف‌ها را از بر. جوان امروز مشتاق حرف‌های ناب و تازه انقلاب است، نه ماندن در 24خرداد....

مردم در این راهپیمایی، حرف حسابشان "فریاد استحکام" و "نمایش اقتدار" بود، مردمی که آمده‌بودند که روز "قربانی کردن اسماعیل‌ها" و ر"وز اتمام نعمت ولایت" را جشن بگیرند.

***حذف شد***

۲۴ بهمن ۹۲ ، ۰۱:۲۳ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمدحسین خانی

آن‌چه را برای خود می‌پسندی، برای من نپسند!

آنان که دیده‌اند، می‌دانند که جبهه‌ی سایبر بچه‌های مثلا حزب‌اللهی در برابر جبهه‌ی دشمن در بسیاری از موارد عملا نه حرفی برای گفتن دارد و قامتی برای عرض اندام.

به فراخور فضای مطالعاتی، مشغول بررسی برخی وبلاگ‌های دانش‌جویان دانشگاه امام صادق(ع) و تحلیل محتوایی برخی از آن‌ها هستم. آن‌چه همین چند دقیقه پیش مرا به ستوه آورد و محرک نوشتن این سطور شد، آهنگ‌ها و مداحی‌هایی است که برادران عزیزم در وبلاگ‌هایشان استفاده می‌کنند. جالب آن‌جاست که حق انتخاب به بازدیدکننده نمی‌دهند که اصلا دوست دارد سرود وطنم سالار عقیلی یا فلان مداحی میثم مطیعی را بشنود یا نه؟؟ ماجرا آن‌جا بدتر می‌شود که چند وبلاگ از این مدل باهم باز باشند. سالار و میثم و محمود و سامی و ... همه‌با‌هم برایت چه‌چهه می‌زنند. اصلا آدم را مدهوش می‌کنند...

و جالب‌تر این که این مورد را ویژگی مفیدی برای وب‌نوشتشان می‌دانند. در صورتی که در همه‌ی مدل‌های ارزیابی سایت‌ها و وبلاگ‌ها، آن‌چه از کنترل کاربر خارج باشد و البته بر کاربر اثر بگذارد، یک ویژگی منفی محسوب می‌شود.

من همین‌جا از شما برادر و خواهر ارزشی عاجزانه خواهش می‌کنم:

"آن‌چه را برای خود می‌پسندی، برای دیگران نپسند!"

۱۰ بهمن ۹۲ ، ۱۴:۱۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمدحسین خانی

ایستگاه تفکر

تعطیلات بین دو نیم‌سال، فرصت بسیار مناسبی برای ارزشیابی و نگاه به گذشته و برنامه‌ریزی و نگاه به آینده است. پس اگر در تعطیلات به سر می‌برید  یا تعطیلات را پیش رو دارید، به فکر این کار باشید.

ترم اول دانشگاه و کلاس مهارت‌های تحصیلی استاد گرانقدرم، آقای دکتر ناجی جزء معدود کلاس‌های واقعا مفید دانشگاه تا الآن بوده‌است. در جلساتی موضوعات مربوط به هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی در راستای هدف بحث شد که تا به امروز از آن بحث‌ها بهره‌ها زیادی برده‌ام. در ادامه ترکیبی از آن‌ چه که در آن کلاس‌های شیرین بحث شد به همراه برخی از مطالعات و تجربیات را می‌نویسم. هم برای خودم هم برای شما(اگر مفید باشد!)

فعلا هدف و موارد مربوط به هدف:

1-     هدف نهایی:

هدف نهایی(Golden Goal) خود را مشخص کنید. این کار نیاز به ذهنی باز و وقتی آزاد دارد. اگر تا به حال این کار را نکرده‌اید، حتما یکی دو روز را فقط به این کار اختصاص دهید. سعی کنید در این یکی دو روز کمترین تعامل با اطرافیان را داشته‌باشید و فقط به این موضوع فکر کنید. دست به قلم هم فکر کنید. مشخص شدن هدف نهایی آن‌قدر زندگی شما را تحت تأثیر قرار می‌دهد که ارزش داشته‌باشد چند روزی به هیچ کاری به جز این نپردازید.

 

و اما ویژگی‌های هدف:

ادامه مطلب...
۰۶ بهمن ۹۲ ، ۲۳:۵۱ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محمدحسین خانی

امنیت در فضای مجازی

هفته پیش خبر مهمی در حوزه امنیت درباره تکنولوژی سری سازمان امنیت ملی آمریکا منتشر شد که بیان می‌کرد این مجموعه می‌تواند از طریق یک راهکار مختص به خود، به اطلاعات کامپیوترهایی که به اینترنت متصل نیستند نیز دسترسی پیدا کند. این خبر از یک نظر بسیار حائز اهمیت است.

تا پیش از این، اصطلاحی در دنیای امنیت رایج بود که عنوان می‌کرد کامپیوتر امن، کامپیوتری است که به شبکه اینترنت متصل نباشد. اما حالا به نظر می‌رسد این تعریف نیز زیر سوال رفته است. من به شخصه درباره حفظ امنیت همیشه به این نکته فکر می‌کنم که علی‌رغم رعایت همه اصول امنیتی درباره کار با کامپیوتر و سایر گجت‌ها، فرضا اگر روزی دستگاهی که با آن کار می‌کنم بنا به هر دلیلی به دست شخص دیگری بیافتد، عملا بخش عمده‌ای از آن محافظه‌کاری‌ها زیر سوال می‌رود. اما چاره چیست؟

 حداقل باید تا جایی که می‌توان جلوی نفوذ دیگران را به اطلاعات شخصی گرفت؛ ولو اینکه در حد انتخاب یک رمز عبور مناسب یا تغییر مداوم آن باشد.

 

پ.ن: این جملات آرش زاد، سردبیر وبلاگینا و فناوری اطلاعات جار، آن‌قدر برایم مهم است که اینجا بدون تغییر و تفصیلی نقل کردم.

ببینید: http://weblogina.com/news/nsa-able-access-offline-computers/

۰۱ بهمن ۹۲ ، ۲۲:۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمدحسین خانی

کما...

هرچند مدتی است که در کمای نسبی هستم...

 ولی فعلا کاملا به کما می‌‌روم تا پس از امتحانات که انشاالله به هوش بیایم

 التماس دعا

۲۱ دی ۹۲ ، ۱۹:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمدحسین خانی

رباخوارهای مقدس مآب...

کتاب "مبانی نظری قانون اساسی"، شامل صحبت‌های شهید دکتر بهشتی درباره‌ی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران پیش از همه‌پرسی است که توسط بنیاد نشر آثار و اندیشه‌های آن شهید بزرگ منتشر شده است.

کتاب تا حدودی آشنایی خوبی با فضای ملتهب آن زمان جامعه ما می‌دهد، دغدغه‌های مردم چه بوده؟ کجای قانون اساسی جای بحث بوده؟! گروه‌های مختلف مردم و نخبگان چه کسانی بوده‌اند؟   در این زمینه خواندن مشروح مذاکرات مجلس تدوین قانون اساسی هم بسیارجالب است. چه کسانی از جمهوری اسلامی دفاع می‌کرده‌اند و اکنون کجایند؟؟

بخش آخر این کتاب، مکتوب جلسه‌ی پرسش و پاسخی در یکی از مساجد تهران است. خانمی درباره‌ی حمایت از مشاغل و کارآفرینان سؤال می‌پرسد، شهید بهشتی در پاسخ وی توضیح می‌دهد که در شورای انقلاب، مبلغی را برای پرداخت وام در نظرگرفته‌اند. و این چنین ادامه می‌دهد:

 کتاب قانون اساسی بهشتی

خودتان کلاهتان را قاضی کنید؛ حرفی برای گفتن می‌ماند؟

 

پ.ن: مشخصات کتاب در کتاب‌خانه دانشگاه امام‌صادق(ع)

۱۷ دی ۹۲ ، ۱۰:۱۶ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محمدحسین خانی

عواقب غزل سرایی

شعر زیر غزلی است که یکی از دوستان برای بنده ارسال کرده؛ از بس که زیباست، عینا نقل می‌شود!!

عواقب غزل سرایی


یک روز که زیبا غزلی در نظر افتاد
ما را هم از عشّاق سرودن به سر افتاد
اما ز بد اقبالی و ناشی گری ما
با بانوی منزل جدلی سخت درافتاد
می گفت «سیه چشم»و«سیه زلف» دگر کیست؟
یاد تو چرا باز به رویی دگر افتاد؟
این بار کمی بحث فراتر ز جدل رفت
آینده ی رؤیایی ما در خطر افتاد
گفتم تو گمان کن که شدی همسر حافظ
گفتا همه بدبختی از آن بدگهر افتاد
او بوده بهانه که شما خیره سران را
نقل لب و چشم و قد و ساق و کمر افتاد
ای بشکند این دست که با بیش و کمت ساخت
افسوس ز عمری که به پایت هدر افتاد
جز خون جگر از هنرت چیست نصیبم؟
سوزی سخنش داشت که در جان شرر افتاد
گفتم زدی آتش به دلم، طعنه زنان گفت
آتش به حرمخانه ی شاه قجر افتاد
وقتی که هوو هست رقیب تو اقلّاً
دانی که سر و کار تو با یک نفر افتاد

بسیار قسم خوردم و او نیز به پاسخ
هر بار به نفرین و به آه جگر افتاد
عمری به گمانم که هنرمند و ادیبم
آنگونه ادب کرد که از سر هنر افتاد
بیچاره اساطیر ادب پس چه کشیدند
با آنهمه اشعار که ما را خبر افتاد
حافظ که چه شبها به در میکده خوابید
یا مولوی از ترس زنش در سفر افتاد
ما غرق خیالات، از آن «قند فراوان
یک ذرّه چشیدیم، که آن هم «شِکَر»! افتاد
بدرود «غزل»!؛ وای نه؛ نام تو زنانه است
شاید به همین نام مرا دردسر افتاد


امیرحسین مانیان

۱۳ دی ۹۲ ، ۱۱:۲۶ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محمدحسین خانی

وقتی را به خودتان اختصاص دهید، حتی در فضای مجازی

عالم دانشجویی مقتضیات خاص خود را دارد، مشغله و تکاپوی زیاد، فعالیت‌های درسی و نادرسی! معمولا وقتی برای آدم باقی نمی‌گذارند که به خودش برسد. به خصوص اگر زمینه‌ی فعالیتت هم فضای مجازی و مایتعلق‌به باشد.

همین حساب کشیدن‌های قبل از خوابتان را بکشید در فضای مجازی. حالا که برای برخی یک زندگی دومی در کنار زندگی اصلی شکل گرفته، باید لوازمش را هم همراه خودشان از آن عالم واقع به این عالم مجاز بیاورند. چه خوب است قبل از disconncet شدن، با خودتان حساب و کتاب کنید که چقدر زندگی دومتان مفید و مؤثر بوده و چقدرش را به کارهای بیهوده و گشت‌و‌گذارهای علافانه گذرانده‌اید.

با این کار، هم در وقتتان صرفه جویی زیادی می‌شود، هم در مصرف اینترنتتان. شاید اگر عمری بود و یادم بود، درباره‌ی صرفه‌جویی در فضای مجازی، به خصوص صرفه‌جویی در وقت هم نوشتم.

 

پ.ن: در این شب‌ها و روزهای عزیز، دعایمان کنید.
پ.ن2: یکی از دوستان خیلی این نوشته را جدی گرفته و پیامکی حکیمانه ارسال کرده؛ جدی نگیرید!

۱۱ دی ۹۲ ، ۱۲:۱۵ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محمدحسین خانی